|
تا آزادی آنها دست از تلاش برنمی داریم
|
شنیدیم که سعید و حمید صورتی شنبه شب ۱۷/۱۲/۸۷ از زندان به طور موقت آزاد شده اند. گرچه هنوز نتوانستیم آنها را ببینیم اما خوشحالیم که بیرون از زندان هستند.
به همین دلیل با توجه به اینکه هنوز استاد عزیزمان و خانم شیوا حسامی و مرتضی رسولیان به طور قطع و خانم میترا نجفی و علی یار نیک فرمان طبق شواهد موجود در زندان به سر می برند، تلاش و تمرکز ما برای ایشان و دیگر دوستان در بندمان خواهد بود.
سعید صورتی سه شنبه شب در برنامه این شبها به عنوان کارشناس برنامه شرکت کرده است. حضور سعید در این برنامه از نظر ما مشکوک است اما تا زمانی که سعید صورتی نام خدا را زمین نگذاشته است دوست ما خواهد بود زیرا در آن برنامه هم آموخته های خود را از استاد ایلیا بیان کرد و همه ما می دانیم که تقریبا تمام چیزهایی که یادگرفتیم از این معلم بزرگ انسانیت بوده است.
جالب است بدانید که سعید صورتی هرگز وارد دانشگاه نشد و تحصیلات عالیه نداشته و اگر بیننده آن برنامه بوده باشید تسلط او بر علوم تفکر و مدیریتی شما را شگفت زده می کند. این تسلط بر سخنوری و علوم مدیریت و تفکر نشان دهنده تاثیرات عمیق و مثبت استاد ایلیا م بر این فرد است.
ما منتظریم علت حضور سعید در آن برنامه و برخی شایعات دیگر با گذشت زمان و مشاهده سیر حوادث و اتفاقات آینده بر ما معلوم شود. مادامیکه سعید از نام خدا عبور نکرده دوست ابدی ما خواهد بود.
ارائه گزارش فشارهای وارد بر آقای پیمان فتاحی و جمعیت آل یاسین به آقای خاویر سولانا؛دبیر کل شورای اتحادیه اروپا
سه شنبه سوم مارس 2009، آقای دکتر عبدالکریم لاهیجی؛ نایب رئیس فدراسیون بین المللی حقوق بشر و رئیس جامعه دفاع از حقوق از بشر ایران همراه با خانم شیرین عبادی؛ برنده جایزه صلح نوبل سال 2003 میلادی با آقای خاویر سولانا؛ دبیر کل شورای اتحادیه اروپا و نماینده سیاست عالی امنیتی و خارجی مشترک اتحادیه اروپا طی دیداری به بررسی وضعیت حقوق بشر در ایران پرداختند.
به نقل از دکتر عبدالکریم لاهیجی، در این نشست، ضمن ارائه گزارشهای مختلف حقوق بشر ایران به آقای خاویر سولانا، به طور مشروح به فشارها و برخوردهای انجام شده، در مورد آقای پیمان فتاحی و اعضای جمعیت آل یاسین (و بیان مصادیق نقض حقوق بشر در مورد این مجموعه) از طرف دایره مذاهب وزارت اطلاعات ایران پرداخته شد. همچنین شرح این موارد یکی از محورهای سخنرانی عمومی دیروز ایشان ذکر شده است.
Human rights situation in the Islamic Republic of Iran
The human rights situation in the Islamic Republic of Iran has remained particularly dire throughout 2008 and during the first two months of 2009, confirming the pattern of widespread and systematic violations in the country. This poor record is confirmed in all fields, in particular the situation of human rights defenders and other peaceful activists, the repression against minorities and the use of the death penalty.
...
2.Crackdown against religious and ethnic minorities
...
. The religious group Aleyasin advocating in favour of religious pluralism has been constantly under pressure by the authorities; its leader Peyman Fatahi, 35 years old, was detained in Evin prison for six months in 2007, and he was re-arrested on January 14th, 2009 and is currently detained in the block 209 of the same prison. Five members of the group, Ms. Nazi Hessami, Messr. Morteza Rasoulian, Saïd Sourati, Hamid Sourati and Farhad Moradi were arrested. ...
International Federation for Human Rights
FIDH - International Secretariat
Asia Desk
تولدی دیگر در زندان
جمعه 9 اسفند تولد سعید بود. سعیدی که حضورش همیشه درسهای زیادی برای ما داشت. سعید آرام و متین، سعید خوش فکر و دقیق، که حرفهایش نشانه ذهن توانا و موشکافش بود. کمتر حرف می زد، بیشتر فکر می کرد و به موقع نظر می داد و انصافا هم همیشه نظراتش زاویه تازه ای را باز می کرد و کار گشا بود. سعیدی که حتی سکوتش و نگاهش هم حرفهای زیادی داشت. انگار جریان سیال ذهنش هیچ وقت قطع نمی شد و این حتی در سکوتش هم شنیدنی بود. شوخ طبعی و طنز سعید اما مثال زدنی است. از همان طرز تفکر خاص و نگاه متفاوتش خبر می دهد و نشان از نرمی و انعطاف پذیری فوق العاده او به خصوص در شرایط سخت دارد. اما امسال به ظاهر او در کنار ما نیست تا حضورش را درکنار خودمان جشن بگیریم. اما همین عدم حضور فیزیکی او هم برای من درس آموز و الهام بخش است.
بعد از این طوفانهای مکرر و دستگیریهای بی حساب و کتاب اخیر، چند وقتی به شدت ذهنم درگیر این مسئله است که خدایا این چه حکایتیست که هر آدم صاحب اندیشه ای در این دنیا، مقاطعی از زندگیش را با سختیها و فشارها و تهدیدات جدی روبرو می شود که زندانی شدن گوشه ای از آنهاست.... تاریخ گواه این مسئله است که نه فقط در ایران، در تمام جهان و در زمانهای مختلف این الگو برای انسانهای بزرگ و پیشرو تکرار شده است.
اینکه امسال سعید روز تولدش را در زندان بود، جرقه ای در ذهنم روشن کرد و باعث شد که به این مسئله از زاویه دیگری نگاه کنم: معادله و رابطه انکار ناشدنی که بین فضایی محصور و محدود، درد و فشار و تنهایی و تولد و زایشی تازه وجود دارد. زندان و هر رنج و تنگنایی برای انسانهایی با روح های صبور و بزرگ فقط حکم زهدان را دارد و بس. تنگنایی که شأن و اعتبار انسانیت از آنجا متولد می شود و عظمت روح انسان از عمق تاریکی های آن نورش را آشکار می کند.
هر پروانه ای برای رویش بالهاش پیله تنگ و تاریک را تجربه می کند و هر پرنده ای قبل از پرواز کردن در بی کرانه آسمانها، در پوسته سخت تخمی اسیر بوده است. و هر انسان شایسته ای بعد از تولد جسمانیش روی زمین یکبار دیگر باید برای تولد روحانی اش رنج شکافتن را به جان بخرد. سختیها، دردها و تنگناهای زندگی زمینی به انسان بال می دهد. یک جفت بال بزرگ بر شانه های روح.
سعید جان تولدت مبارک. مرتضی جان تولدت مبارک. شیوا جان تولدت مبارک. فرهاد جان تولدت مبارک. حمید جان تولدت مبارک. ما را نیز در این دوران سخت اما گذرا، همراه و هم پرواز خود بدانید.
ایلیای بزرگ تولد فرزندانت مبارک.
فإنّ مَعَ العُسرِ یُسراً ، إنّ مَعَ العُسرِ یُسراً
این مقاله در صفحه فرهنگ روزنامه همشهری مورخ پنجشنبه ۱۸ خرداد ۱۳۸۵ به چاپ رسیده و می تونید از اینترنت آن را جستجو و پیدا کنید.
بازهم سوال ما دوستان سعید این است: به چه جرمی؟؟؟؟
آیا نویسنده چنین مقاله هایی در زمینه تفکر پرسشگر و انتقادی می تواند یک مجرم باشد؟؟؟؟
عيب جويي! يا انتقاد؟
|
|
گفتیم سعید جوانی اهل تفکر و اندیشه است. مقاله زیر در باره حس پرسشگری مطلبی است که از سعید صورتی منتشر شده و شما می توانید با مراجعه به اینترنت هم آن را پیدا کنید. مقاله سعید صورتی در باره پرسشگری جوابی است به کسانی که ادعا می کنند در میان هواداران استاد رام الله، تحقیق و تفحص جایی ندارد..
پرسش ها در زندگی ما چه نقشی دارند؟

آیا تا به حال فكر كرده اید كه اگر امكان سئوال پرسیدن را از ما می گرفتند چه اتفاقاتی می افتاد؟ در این صورت اگر آدرسی را بلد نبودیم نمی توانستیم بپرسیم و باید تمام شهر را می گشتیم تا آدرس خود را پیدا كنیم. اگر ما امكان سئوال پرسیدن را نداشتیم نمی توانستیم اسم دوستان مان را بپرسیم، مگر آن كه خودش نام خود را بگوید. اگر امكان سئوال پرسیدن را نداشتیم، نمی توانستیم از دوستان خود احوال پرسی كنیم و اگر كسی حالش خوب نبود نمی توانستیم كاری برایش كنیم مگر آن كه او خود زبان می گشود و دردش را بیان می كرد.
اگر امكان سئوال پرسیدن را نداشتیم، نیوتن هیچ گاه نمی پرسید كه چرا سیب افتاد؟ و شاید آن را گاز می زد! اگر امكان سئوال نداشتیم هیچ گاه از خود نمی پرسیدیم من چگونه می توانم موفق شوم ؟ و بنابراین هیچ گاه موفق نمی شدیم.
به راستی اگر امكان سئوال پرسیدن نداشتیم، چه می شد؟
در این صورت ارتباط ما و دنیای پیرامون و دیگران به صورتی یك جانبه بود. در این صورت ما نمی توانستیم تاثیر گذار باشیم و یا نقشی داشته باشیم. انسانی كه در خود و دیگران تاثیر نمی گذارد همانند یك برده خواهد بود كه تنها آن چه را انجام می دهد كه از او می خواهند.
اما زندگی یعنی جوش و خروش، زندگی یعنی حركت، زندگی یعنی ارتباط و تاثیری دو جانبه. كسی كه این صفات در او نباشد، تنها زنده است، ولی زندگی نمی كند. چنین كسی كه خواب و بیداری اش، مرگ و زندگی اش، بود و نبودش و عمل كردن یا نكردنش تفاوتی نكند، همان بهتر كه نباشد تا عرصه را برای دیگران تنگ نكند!
پرسش ها می توانند زندگی ما را متحول كنند. خاصیت چشمه بودن را در ما قوت بخشند. پرسش ها می توانند احیا كنند و جانی دوباره بخشند. اگر ما خوب پرسیدن را یاد بگیریم و بتوانیم از آن به درستی استفاده كنیم، قادر خواهیم بود، نقاط مبهم و تاریكی را كه پیرامون ما وجود دارد و ما از آن غافلیم، معلوم و آشكار كنیم. شاید شما از خود بپرسید چگونه ممكن است كه پیرامون ما ابهاماتی باشد و ما از آن غافل باشیم؟
ما به همه چیزهایی كه در اطرافمان می گذرد یا ما را احاطه كرده توجه نداریم. مثلا وقتی در یك خیابان پرجمعیت هستیم، صداهای فراوانی در اطراف ما هست ولی ما چند تا از این صداها را تشخیص می دهیم و یا به آنها توجه می كنیم؟ اما عدم تشخیص ما به معنی عدم وجود صدا نیست.
ابهامات و نقاط تاریكی كه زندگی ما را نیز در بر گرفته، از همین گونه است. مثلا ما شاید ندانیم كه چه خطاهایی را مرتكب می شویم، بنابراین تلاشی نیز در راه كنار گذاشتن آن نخواهیم كرد.روشن کردن ابهامات و تردیدهایی كه زندگی ما را در بر گرفته، یكی از نقاط خوب برای تحول است زیرا ابهامات و تردیدهای ما جلوی حركت مان را می گیرند. جایی كه ما ابهامی نداریم و مسائل برایمان روشن است، به صورت طبیعی حد اكثر تلاش را برای حداكثر استفاده و اثرگذاری انجام می دهیم، زیرا انسان در ذات خود، دوست دارد كه مفید باشد و جایی كه میدان را برای خود باز ببیند و توان و امكانش را نیز داشته باشد، دریغ نخواهد كرد.
ابهام همانند تاریكی است. وقتی كه در یك محیط تاریك قرار می گیریم چه حالتی داریم همه چیز در اطراف ما ترسناك می شود، اشیا را نمی توانیم به خوبی تشخیص دهیم، بنابراین دچار توهم می شویم. ممكن است ریسمان را با ماری اشتباه بگیریم. در تاریكی نمی توانیم اعتماد كنیم و به همه چیز شك داریم، مگر آن كه به درستی آن را بشناسیم. در تاریكی محتاط هستیم. آیا می توانیم با چشم بسته ببینیم؟ حتی در یك زمین هموار و صاف نیز با چشم بسته دویدن سخت است و هر لحظه احتمال می دهیم، چیزی جلوی راه ما قرار گرفته باشد به همین خاطر از سرعت خود كم می كنیم.
پرسش های خوب به زندگی ما نور می بخشند و زندگی مان را دوست داشتنی می كنند. بنابراین هر جا كه شكی داریم، مكث كنیم و سئوال بپرسیم و تلاش كنیم تا پاسخ آن را دریابیم تا شك مان رفع شود. با پرسیدن،می توانیم در شك و تردید و ابهام و اضطراب نباشیم و به خود اجازه شكوفایی و بالندگی بدهیم.
سعید صورتی/www.tafrihi.com
با سلام
سعید صورتی و برادرش حمید صورتی از فعالان جمعیت فرهنگی معنوی ال یاسین و از هواداران استاد ایلیا رام الله (پیمان فتاحی) هستند. همانطور که در پستهای قبل گفته شد سعید صورتی از 16 سالگی (بیش از 12 سال پیش) با استاد ایلیا آشنا شد و بر اثر تعلیمات ایشان در حوزه تفکر در سن 25 سالگی به عنوان یکی از اندیشمندان جوان و برتر کشور، در بسیاری از محافل و سایت ها و نشریه های علمی کشور معرفی می گردد.
سعید صورتی موسس انجمن متفکران جوان است که انجمنی تفکری است و آن زمان هیچ انجمن تفکری دیگری در ایران ثبت نشده بود و فعالیت نمی کرد.
سعید صورتی دارای مقالات متعددی در نشریات مختلف کشور است که از جمله آنان می توان نشریه های حرکت دهندگان و تفکر متعالی را نام برد. همچنین او عکاس و فیلمبردار قابلی است و از کارهای حرفه ای او می توان عکاسی فیلم مسیح ساخته شده در سال 1384 را نام برد.

توضیحی در مورد جمعیت ال یاسین
جمعیت آلیاسین جمعیتی فرهنگی و معناگرا با بیش از 160000 عضو است که در حوزههای مختلف تفکر، فعالیتهای فرهنگی، نشر کتاب و نشریه، علوم معنوی، حفظ محیط زیست و ... فعالیت دارد. با روی کار آمدن دولت نهم و قدرت گرفتن طیفهای افراطی مذهبی، برخوردهای خشن و غیر انسانی از طرف دولت با این مجموعه رو به فزونی نهاد که در نهایت به موج دستگیریهای سال 1386 منجر شد در این دستگیریها استاد ایلیا رام الله (پیمان فتاحی) به مدت 6 ماه دستگیر شد که بیش از 5 ماه آن را در انفرادی گذراند. در این دوران ایشان متحمل شکنجه های فراوان شدند به طوری که پس از آزادی موقت از زندان دچار خونریزی از نواحی گوش، بینی، معده (همراه با تهوع های خونی) و مثانه ( مشاهده خون در ادرار) شدند.
متاسفانه پس از آزادی موقت و در تاریخ 25 دی ماه همین سال در کمتر از 24 ساعت آقای پیمان فتاحی و 5 نفر از شاگردانشان از جمله سعید و حمید صورتی بازداشت و راهی زندان اوین شدند. از آقای پیمان فتاحی هیچ خبری نداریم.
سعید صورتی، در سن 16 سالگی با استاد رام الله، آشنا می شود. او تقریبا در کنار استاد رام الله و آموزش هایش رشد می کند. به طوری که در سن حدودا 25 سالگی بدون گذراندن تحصیلات عالیه، به عنوان یکی از اندیشمندان جوان و برتر کشور، در بسیاری از محافل و سایت ها و نشریه های علمی کشور معرفی می گردد.
برای اولین بار انجمن متفکران جوان به همت و یاری او در ایران اسلامی، تاسیس می گردد. وی از آغاز شکل گیری انجمن متفکران جوان، سال ها به تدریس شیوه های نوین تفکر در بین مجامع دولتی و علمی کشور پرداخته است. بسیاری از مقالات علمی وی در نشریه های حرکت دهندگان، تفکر متعالی و ... و همچنین کارهای دیگر فرهنگی وی در بازار موجود است.
سوال اینجاست : فردی با اینهمه توانایی و مهارت چرا باید در زندان باشد؟؟؟
جمعیت آلیاسین جمعیتی فرهنگی و معناگرا با بیش از 160000 عضو است که در حوزههای مختلف تفکر، فعالیتهای فرهنگی، نشر کتاب و نشریه، علوم معنوی، حفظ محیط زیست و ... فعالیت دارد. با روی کار آمدن دولت نهم و قدرت گرفتن طیفهای افراطی مذهبی، برخوردهای خشن و غیر انسانی از طرف دولت با این مجموعه رو به فزونی نهاد که در نهایت به موج دستگیریهای سال 1386 منجر شد.
همچنین در مهرماه 1387، در پی ارسال نامهای از طرف یکی از اعضای جمعیت آلیاسین به رهبری جمهوری اسلامی ایران مبنی بر شرح ظلم و ستمی که بر این جمعیت رفته است، ماموران اداره برخورد با ادیان وزارت اطلاعات (ابا) آقای پیمان فتاحی را در جلسه احضار با استفاده از شوک دهنده الکتریکی و باتوم و ضربات دست و پا، به شدت مضروب ساختند که این واقعه به عود عوارض مشکوک دوران اسارت وبستری شدن ایشان منجر گردید.
آقای سعید صورتی؛ مدرس گروه پژوهشی مدیریت حرفه ای، از اعضای انجمن متفکران و محققان ایران، فعال در نشریه توقیف شده حرکت دهندگان است.
سعید صورتی عضو فعال جمعیت ال یاسین و از هواداران استاد فتاح (ایلیا م) است. سعید صورتی سالها در زمینه های مختلف فرهنگی فعالیت داشته است. همکاری و فعالیت او در نشریات مختلف از جمله علم موفقیت، هنرهای زیستن و حرکت دهندگان چشمگیر بوده است. این نشریات همگی بدون ارائه هیچ دلیلی توقیف و لغو امتیاز شده اند.
نشریه حرکت دهندگان به دلیلی واهی کمی پس از انتخابات نهم ریاست جمهوری با روی کار آمدن آقای احمدی نژاد در خرداد ماه 1384 توقیف شد.پس از حرکت دهندگان هنرهای زیستن کمی پیش از دستگیری استاد فتاح در خرداد 85 توقیف شد و علم موفقیت حدود یک ماه پیش توقیف شد.
سعید صورتی با اتهامی نامعلوم در تاریخ 25/10/87 همراه با برادرش حمید صورتی دستگیر شد . حمید صورتی برادر سعید است که همراه با او در تمام فعالیت های او شرکت داشت و با او همکاری می کرد. حمید صورتی همراه برادرش و با اتهامی نامعلوم در تاریخ 25/10/87 دستگیر شد و فقط می دانیم که حمید صورتی در بند 209 است.